برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:13
پاییز از راه میرسد
یادت نرود باران که باریدحواست به خودت باشد
راستی چترت را فراموش نکن
نگذار باران گونه هایت را خیس کند
سرما اگر رسید شال گردن بافتنی ات را دور گردنت بینداز
پلیور ت را بپوش...
قرص هایت را به وقت بخور قرص قند خون ٰ؛ قرص فشارخون راستی اسم قرص ضد میگرنت چی بود؟ قرار بود برایم پست کنی ....افسوس که تو حالا نیستی و آرام خفته ای برای همیشه خفته ای آنقدر که مرگ از دلش نمیاید تو را بیدار کند ...
برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:13
تو را دوست دارم چون هر زني مردي را دوست دارد
تو را دوست دارم نه اينكه از تو نسلي بماند
تو را دوست دارم تا چهره زندگي زيباتر شود
تو را دوست دارم تا كلمات معناي عشق بگيرند
تو را دوست دارم تا جهان مست شود
(پنجشنبه اولين هفته مهرماه تهران)
برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:13
چقدر خوب است همه مي ميريم .كسي به نمردنش افتخار نمي كند هستي هركجا براي انسان كم گذاشته در اين مورد عدالت را رعايت كرد .يك روز همه مي ميريم. دلم خوش است به چيزهاي ساده
برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:13
صندلي ها را يكي يكي در باغ چيده ام به اميد ديدنت
روز پاييري اما گرم و آفتابي
روز زيبايست صبح زود يك دور ،دور روستا را دويده ام
روز زيبايست با گل ها حرف زده ام
روز زيبايست براي فكر كردن به رفته ها ...براي مرور خاطرات ...براي درخشش ابدي روزنه ي اميد...
برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:13
اگر چه دیر بماندم، امید برنگرفتم
مضی الزمان و قَلبی یَقولُ اِنک آتی...*
* زمان گذشت و [همچنان] قلبم میگوید تو میآیی...
شعر سعدي
برچسب: نویسنده: سینا رستمی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:13